نمی تواند فقط خودش کوه غم باشد - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
یه درد هست درست گوشه چشمات نمی خوای با خیره شدن بیشتر تماشا ش کنم چشمات رو می دزدی شیشه عطر قلبتت اوج ویرانیه اما نمی خوای من از بیشتر شکستنش خبر دار بشم اما بوی عطرش که می یاد من که حس بویایی دارم می شنومش چرا تو این همه نمی خوای چرا تنها پیش می ری توی کویر زندگی ات چرا بهارمی اوی با توام من هم می
لنگه کفش گمشده خاطر اسوده - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
حامیم سرم داره می ترکه ماه کامله همیشه قدمش روی چشم هام بوده اما نمی دونم چرا خنده روی لب هام نمی یاد شاید دیگه دوستت ندارم حامیم نمی تونم ادبیاتی بنویسم زبونم به ارایه نمی ره مثل غریبه ها می مونی ترس برم داشته یهو کل خوش بافی هامو یکی کرده توی صندوق انداخته ته اقیانوس ارام حامیم می ترسم می شه فقط س
فلسفه های پوچ و کله پوک ان زامبی ها - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
انسان های گذشته در پزشکی خرافات داشتند مثلا به فرد بیمار سوسمار می خوردند یا فرد بیمار به جای علاج دردش باید یک جمله یی رو هی تکرار می کرد شاید برای درد من می گفتند ای درد ناسامان ارام بگیر ای خر چموش جفتک نداز اما اگه من به خاطر دوای دردی که دارم برم مطب روان پزشک امروزی دستور مستقیم به سمت تیم
تصویر مجازی من در اینه - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
گفت و گوی من و آینه همین الان یک هویی در حول چمن داشتن بر روی صورت به جاهای باریک کشیده سبیل به سان چمنی بر روی صورت است اگر زمین داران که چمن سبز مصنوعی می کارند از قدرت حیرت انگیز رشد سبیل خانم ها اگاه می شدند حتما بر روی تحقیقات اون سون لو *(یک اسم ساختگی فاقد هویت واقعی)*سرمایه گذاری می کردند
خواندنش مجاز نمی باشد - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
کبری بخوانیم و بنویسیم دهه شصتی ها به بودن همچین جایی فکر نمی کرد ندیدن و نشنیدن ادمها فقط یک ای پی به جا مانده در اخرین بازدید کنندگان و یک حاضر در سایت چه دورهمی مجازی عجیبی ادم ها از هم بی خبر و دور تر از هم همان نامه ها را می خواهم در جعبه اهنی پست و امضا خواستن پست چی مهربان بگمانم اشک و لبخند
رویا به اضافه ی توهم حاصلش دیوانگی ایست - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. :)(: مخاطبان عزیز تمامی این گفت و گو صحت و و
درگیر عربی - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
فردا چه طوری در میان ادمای روزه دار غذا بخورم با پرویی تمام همایش دارم از ساعت هفت صبح تا بعد از ظهر ...خدا کنه معلمش مزخرف نباشه بتونم طاقت کنم اون هم چه درسی عربی دیوانه کننده اس تموم طول سال پسش زدم ولی دیگه فردا نزدیک به هشت نه ساعت در مجاورت عربی ام وای قراره چه اتفاق های عجیبی رخ بده
به همه دروغ بگم به خودم که نمی تونم - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
به همه دروغ گفتم که من به عنوان زن تکیه گاه نمی خوام می تونم مستقل باشم اما به خودم نمی تونستم دروغ بگم نمی تونم واقعا یه زن باید تکیه کنه سرش به شونه های یه مرد گرم باشه چشماش از وجودش مطمئن باشه مستقل بودن کشک چند واقعا توانایی تنها پیش رفتن رو ندارم واقعا نمی شه توی جاده های زندگی تنهایی پیش رفت
چه عنوانی بهتر از خلوت پرت ذهن - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
خیلی حرف بادم اون قدر زیاد که حساب و کتاب نداره ولی نمی شه نوشت دوست دارم یه ماه کنکور زود بگذره علاوه بر کنکور نگران شنوایی ایم هستم چند وقته صدای بلند ازارم می ده حالا قول دادن منو ببرن دکتر کی می برن خدا می دونه منی که سه چهار ساعت موسیقی گوش می دادم حالا هر وقت چند دقیقه گوش دادم حلزون دو تا گوش
عشق سر سبز وطن در درون کسی می پوسد - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:31
گاهی گمان کردی توی اسانسور در گیری نفسای اخرته گاهی احساس کردی یکی رو می بینی برات اشناست دوست داری بغلش کنی ازش بپرسی تو کجا بودی پدرت در نیاد گناه داره بذار بخوابه چرا این قدر دیر ای بترکه ترافیک سرنوشت گاهی فکرکردی بی عرضه تر از خودت دیگه نیست توی عالم ای خوب چرااین قدر ساکت در برابر خرافات روز
به تمام چشم انتظاری ام قسم دوستت دارم - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
احساس می کنم موهامو مثل اون روز توی باد باز کردم زیر روشنایی قهوه یی ترن درست مثل چشمام به سمت درختی که پر از شکوفه هست چه پاییزانه می دوام اما انچنان که من به دنبال رد توام تو به دنبال من نیستی احساس می کنم کنار درخت منتظر غروبی دیر می رسم به درخت بوی ضربان قلب شکوفه ها می یادکه لمسشون کردی چه ق
هرکول هیکل ؛) - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
دیشب به خانواده می گفتم اگه خواستگارم قدر رضازاده هیکل داره یا ردش کنین یا اماده ام کنین مثلا دخترم یه خواستگار چهار شونه اس از قیافه اش خوش قلبی می باره اصلا ترس نداره ها بیا بینش خلاصه من بینمش در جا سکته کردم خو اگه هیکلی باشه چه طوری بهش زور بگم نمی شه گفت بالا چشمت ابرو داری ولی نه نمی شه گفت ا...
من و خدا جان - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
باید به روزی فکر کنم که همه ی اینا خاطره می شن ولی کی حوصله ندارم دوست دارم بهت بگم خدا تا کی منو می بینی شاهد حالمی چرا یه صفایی به بنده ات نمی دی توی بحران بدی گیر کردم چی درسته چی نیست غر دونم پره می خوام بهت بگم پشت درای حکومتت بهم نوبت نمی دن تو خدایی نبودی که پشت میز بشینی قبلا من و تو از هم د
بوس قبل از خواب - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
خوب خودت گفتی راحت باشمو گاهی فکر می کنم تنهام گذاشتی خوب تو به جای من باش ترس از دست دادن یه حامی بزرگ شوخی ایش هم قشنگ نیست تو فکر کن من این دو روزه با دل گرمی های تو یه چیزایی خوندم هزار پله از همه عقبم خدا جونم می شه ببخشی ندید گرفتن هامو خدایا پشتم به تکیه گاه تو گرمه خدا یا می دونی الان اروم
امادگی برای صدای قدم ازادی - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
سحری فکر کردم چرا گاهی که حالا به ندرته بیشتر هر چی ایننه باید برای من اجرا بشه اگه حواسم به خودم نباشه تذکر می دن خدایا سر هر ماه مشخص درسته به همون می گه نمازتون نشه قضا ولی خوب چرا نمی ذارن در بعضی انتخاب هام ازادتر باشم البته نه اون ازادی که برای بعضی از خانومای عزیز جامعه ام مطرحه نوزده سالمه
این رشته سر دراز دارد - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
در راه خانه باغ بابا حاجی - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
دیوید و حن می مونن خونه منو به زور می برن خونه باغ بابا حاجی خدا کنه فقط خودمون باشیم بقیه بر بچ اقوام نباشن البته بعیده همه در فصل امتحانن از طرفی دلم برای بابا حاجی و مامان بزرگم یه اتم شده شب هم اون جا می مونیم پس غروب خورشید و ستاره ها ی قشنگ اسمون درس خوندن توی طبیعت ازاد ووی چه رویایی ولی الان
فرایند رو به اتمام شادی تخس زا - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
عجیب نیست کلی وقایع شیرین و ملس پشت سر هم تجربه کردم حوصله ندارم بنویسم می خوام توی خاطراتم بمونن که بمونن ستاره ها و ماه رو راست گفتم واقعا بودن خیلی هم قشنگ بودن اما در مورد یه چیز حقیقت رو نگفتم رویاهایی که سراغم می یان الانه که مامان بگه گوشیمو بده این به معنای ناقص شدن حرفمه امروز دوشنبه است چه
وایکتکس الهی - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51
بخوابم به امید خدا ۱۱:۳۰بیدار شم درس بخونم این روزا بهم حال می ده برای چیزی که زمین و زمان رو با یه سوزن در به داغون بهم دوختم تلاش کنم زیر ذره بین باشم بد حال بشم از این عشق ای جانم ادبیاتم حالا خسته ام بخوابم برای یه ترکوندن امروز یه خواب دیدم نمی دونم خوبه یا بد مامان هم نمی ذاره براش تعریف کنم
طفلکی خوشبختی خواب الود؛( - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:51