یعنی فردا زنده ام
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶ انتظار داری چی بگم واقعا موندم چی کار کنم انگار دستگاه بهم وصله اگه قطع شد رفتم به دنیای دیگه حس خوبی ندارم فکر می کنم همین روزاست که می میرم اما هنوز هیچ کاری نکردم انگار اسباب کشی داریم مامان نمی خواد باور کنه اما هر وقت این حس اومده یه اتفاقی افتاده مثل ا
عکسی تلخ از مرگ کودک محروم کرمانی
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶ به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، امروز در فضای مجازی بارها و بارها پستی اینستاگرامی به اشتراک گذاشته شد که حاوی یادداشت دردناکی بود. در این پست به موضوع درگذشت نوجوانی اشاره شده است که در یکی از روستاهای دورافتاده کرمان
اون قدره بادکنک ذوقم باد کرده
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶ وااااای هیجان زده ام دو تا لایک گرفتم احساس خوبی داشت انگیزه ام بیشتر شد برای ادامه اما جالب تر از همه لایک سی مرغ بود باورم نمی شه یه گروه که درنا درست می کنن با این کارشون مبلغ صلحن واااای دقیقا وقتی داشت همه چی یادم می رفت اخه من هم درنا درست می کنم شده
از ته دل اون قلب قرمز رو پر کنین
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶ کمک اخه چرا اینستا این جوریه ادم گیج می شه هر کی پسندید تو هم باید بپسندی در مقابل هر کی نظر داد تو هم باید نظر بدی در مقابل من که نفهمیدم بعد باید این پسندیدن ها از ته دل ادم باشه یا غیر از این باز هم هست همین طوری دیمی خدا ختم به خیر کنه :'((( معتاد نشم ب
اسمی ندارد جز وای کنکوووور
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶ در راستای دل داری به خودم امروز چهارشنبه یک روز قبل از کنکور من بالاخره این روز رو دیدم فردا کنکور و تموم این تموم از اون تموم های سمجه که تازه شروع می شه دانشگاه چی می یارم و کجا می یارم به هر حال دیشب حس پشیمونی با من ملاقات داشت چرا نخوندی همه ی ذرا
جاده سرنوشت( اصلا از این تشبیه خوشمان نمی اید )
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶ خوب چرا احساس می کنم راننده ی مسابقه فرمول یکم که فردا مسابقه داره الان به روان پزشکش سر زده روان پزشک بین انبوهی از کتاب بد اخلاق و من روی مبل نرم پر از استرس پرده ها جلوی نور شاد خورشید رو گرفتن نور اتاق ضعیفه منشی قهوه می یاره اما کاری به فضا بی نور و
شیب بر عکس
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶ از روزی شروع شد که تو نیمه خالی رو ندیدی من که یه بار بهت گفتم لیوان من بر عکس بقیه اس تو نخواستی بفهمی من نصفه لیوان رو با خراب کاری هام پر می کنم به نصفه دیگه لیوان ایمان دارم که می تونه منو نجات بده هنوز وقت برای راست و ریس کردن هست می شه به جای نوک دماغت ک...
و گاهی باید به پنجره ات نگاه کنی تا جلوی چشمات هی بی خیال
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶ اه لعنتی تو چرا ادم نیستی چرا وجود نداری چرا روبروم نمی شینی نگام نمی کنی لعنتی می خوام باهات حرف بزنم برای هزارمین بار بین اون دوستای انگشت شمار هیچ کدومشون برای من درونم امانت دار نیستن تو برام مهمی می جنگم برات حیف که باید برای داشتنت اینترنت داشت حیف که
تنها و فقط به خاطر خودم
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶ یادم رفته به چی شباهت داره فراموشی شاید به خاک به قبر به تاریخ به هر حال من نباید این حا ل رو داشته باشم مهم نیست اما چرا مهمه این اتفاق الان می خوام تموم این بتون های سنگین رو بندازم دور به خاطر خودم هر وقت از بقیه خواهش می کنم به خاطر من اما خواهشم ب
اخیش ارزو هایی که شاید بر باد نرن
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 0:34
نجیب زاده بی بند بار چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶ اقا یا خانومی که گفتی ارزو بر جوانان عیب نیست یعنی اگه من ارزو داشته باشم نویسنده معروفی بشم بعدش به افتخار کارایی که در حق بشریت انجام دادم نوبل بگیرم بعد ناسا برای این که به من ادای دینی کنه من اماتور و ندید پدید رو با خودش سفر فضایی ببره بعد لباس فضانور
یکی به مادرم بگه به خدا این چمن تراش درد داره
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار پنجشنبه ۸ تیر ۹۶ مامان با چمن تراش افتاده به جون سبیلای حن حالا اگه به جون سبیلای نازنین من می افتاد با همین چمن تراش به ارومی و نجابت حن نبودم بهش نمی خندیدم تموم ارتعاشات عصبی شو از جا می کندم حن اون قدر ارومه که انگاری چمن تراش فقط داره با این نوازشش می کنه مامان هم همین
من هر چی باشم اما برای خودم شخصیت دارم
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار پنجشنبه ۸ تیر ۹۶ واقعا زور تمیز کردن اتاقمو ندارم کار یه قرنه من چه طور فکر می کردم دو دقیقه یی مرتب می شه اخه کی می خواد بیاد اتاق من مثلا که چی بشه اه باید از این بعد مرتب نگهش دارم که گزک دست دیوید و مامان ندم دوباره با مامان بحثم شد برای صدمین بار فاصله هامون بیشتر شد
وقتی شرمندم
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار پنجشنبه ۸ تیر ۹۶ دست از گول زدن خودت بردار تو نرفتی عقد دیوید که برای کنکور بخونی حالا شارژر لب تابو پیدا کردی بی اجازه از لب تابت استفاده می کنی واقعا برات متاسفم وای خدای من این نجیب زاده با اخلاق بود
قلم چی بری دیگه برنگردی
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
گاهی عشق بر خلاف تصورت به راحتی بدست می یاد مثل همین خرگوشک منبرام نمی خریدنش از دستم افتاد اهن رباش جدا شد به اجبار دست کردن توی جیبشون تا من به عشقم برسم البته از ترس اقا ی مغازه دار و یک کوچولو برای دل خوشی مناهان مگه از اهن باشم با اهن رباش بهم وصل بشه که خوشبختانه نیستم باید سنجاق پشتش وصل کنم
بنده کشف کردم خوشبختی از خنده ی خداست
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار شنبه ۱۰ تیر ۹۶ نباید بهم بخندی باشه من می دونم پنج شنبه بهترین ازمون عمرم رو می دم نه بخند خوشبختی وقتی می یاد سراغم که تو بخندی خدا جونم امروز بد نخوندم ولی می شد بیشتر خوند قلم چی نگران کم خوابی مه ولی نمی دونه من از بیست چهار ساعت دوازده ساعتش خوابم و بقیه اش هم استراحت.
چرا محو یک نقطه یی دلبندم :)
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
گاهی عشق بر خلاف تصورت به راحتی بدست می یاد مثل همین خرگوشک منبرام نمی خریدنش از دستم افتاد اهن رباش جدا شد به اجبار دست کردن توی جیبشون تا من به عشقم برسم البته از ترس اقا ی مغازه دار و یک کوچولو برای دل خوشی مناهان مگه از اهن باشم با اهن رباش بهم وصل بشه که خوشبختانه نیستم باید سنجاق پشتش وصل کنم
سر گذشت دیروزی که از دقایقش خبر نداشتم
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار شنبه ۱۰ تیر ۹۶ اگه بگم حسودی می کنم به اون بلاگرایی که ۴۰۰ تا دنبال کننده دارن زیر هر نوشته یی که نشرش می دن ۵۲ تا نظر خوابیده به ستاره شمال دروغ نگفتم اگه یه مدت هم نباشن باز هم بازدیده کننده دارن این جا هم انزوا رهام نکرده یه روز نباشم امار بازدید امروز و دیروزم با هم به ز
ابن روزها یا شب ها چگونه است ¿؟
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار يكشنبه ۱۱ تیر ۹۶ این شب ها بالشت را بغل می کنم شاید بی ان که بفهمم خواب هایم را می دزد اشک هایم را پاک می کند از کابوسی که در باطن دارند ان وقت مرا با هر نفس فراموش کار می کند تا به جا و منظم پشت سر هم بالا بیایداین روزها پنجره رفیق نامریی من است زیاد دیده نمی شود می دانم ا
شکوه و حلال ستاره یی که مرده بود
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار يكشنبه ۱۱ تیر ۹۶ میخ در دست همه صدا می کرد از پشت به یک تخته چوبی بسته شدم رو به خو رشید نبودم او با تمام خستگی پشت کوه خوابش برد اسمان دلش گرفت ستاره حکم کرد که تا فردا همه ی منطق میخ ها کوبیده شوند در گوشت من که به تازگی فهمیدم گناه کارم بعد از هزارمین میخ مردی گفت گناه
از تا ر و پود ترس
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 13:50
نجیب زاده بی بند بار يكشنبه ۱۱ تیر ۹۶ دیگر نیاز ی ندارند تا بخوابیم انها در بیداری ما قدرت به دست می گیرند و غارت می کنند چون ترس ما تبدیل شدبه یک فر صت چون سالهاست که ما شجاعت را دست به سر کردیم درد سرمان می شد در عوض ترس دستمال سرمان که انها بازش می کردند با ان دستمال بازی می کردند ساز و دهلی